ما از اینجا رفتیم و دیگه برنمیگردیم
وقت ندارم جمعه قراره برای مه یاس تولد بگیریم و کلی کار دارم فقط اومدم بگم جمعه رای ما فقط مهندس موسوی همین خسته ایم از ذورغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغغ خسته ام از خود بزرگ بینیییییییییی از فضولی تو کار دیگران واقعا خسته ایم
مه یاس بازوبند سبز می بنده باشد که شنبه جشن سبزی داشته باشیم خدا کمکمان کند
دل مامان مه یاس به دلایلی به شدت گرفته داشتم منفجر میشدم گفتم حالا که گل خانم خوابیده بیام کمی بنویسم مه یاس من ٧ اردیبهشت ١ سالش میشه ٨ تا دنئون داره کمی راه میره به شدت شیطونه از همه چیز میره بالا ددمیگه بابا ماما گل بو میکنه میگه به به بعبعی میگه بع بع اذای ماهی رو ذر میاره خلاصه خیلی شیرینه ولی تا ئم مرگ به خاطر شیر خوردن عذابم میده الان ۶ ماهه که تو خواب شیر میخوره یعنی اگه بیدار باشه که لب نمیزنه ٣ روزه که شیرشم عوض کردم شیر ÷استوریزه میدم تو خواب هم به زور میخوره دکترشم دکتر مرندی است ازش خیلی راضیم ولی میگه باید روزی یک لیتر شیر بخوره روز خوشش مه یاس ٧٠٠ تا ٨٠٠ سی سی میخورذ چه برسه به حالا که غذا هم میخوره تازگی مریض هم بود که دیگه بدتر تند و تند هم دندون در میاره به ازای هر دندونشم کلی اذیتم کرد اینم داستانیه شیر خوردن این وروجک
هفته دیگه یکشنبه مه یاس را میبریم برای عمل مجرای اشکش که میل بزنن نگران نیستم عمل آسونیه ٧ ارذیبهشت باید واکسن بزنه تازه اسباب کشی هم داریم البته فعلا که
صاحبخونه جىیى ىبه کرىه
مامان مه یاس :
ما خوشحالیم که خاتمی می اید
فعلا تا
salam man omdam ba takhire chand mahe albateh ye taghirati dar rahe mesl avaz kardan ghalebe veblog va say mikonam chand rooz dar mion ap konam delam baray hame tang shode az hame bekhosos maman ((naz gol mamnoonam ke behem sar mize alan mahyas 6 maho 3 roozeshe 2 ta dandoon dare va az 5 mahegi mikhazide alanam dar shorofe chahardastopa raftane besiyar shirine va kh
oda ro shokr mikonam ke hamchin dikhtari daram
man nemidonam chera hameh khaleha fkr mikonan esmam kazhale
ESM MAN MAHYAS AST
alan 2 maho 10 roozameh 7 ordibehesht beh donya omadam va babam ke computer amomo pas dade bod va shoma az ma bikhabar bodin beh monasebat beh donya omadan man ye computer full emkanat beh maman ani jon hedieh dad ke man betonam biyam ap konam dele mamani baray hame tasng shode sare ye forsate khob miyaym ba etellaate jadid va mofassal
من کژال هستم (بانوی زیباروی سیاه چشم) به زبان کردی 
این عکس من در سونو گرافی سه بعدی است در ۱۹ هفتگی دائما هم دستمو می ذاشتم زیر چونه ام و فکر میکردم چرا اینهمه مامانم و دختر خاله اش(سمانه جون) چرا اینقدر سرو صدا میکنن و میخندن یا دستمو میکردم تو دهنم آخه مامانم قبلش رانی خورده بود منم داشتم بقیشو میخوردم مامایم هم هی قربون صدقهام میرفت و آقای دکتر هم هی میخندید که آقای دکتر گفت دوست داری چی باشه مامانیم گفت هر چی خدا بخواد فقط سالم باشه که یکدفعه اقای دکتر گفت خالیه دختره مامانم چنان از ذوق جیغی کشید که منتشی از طبقه پایین اومد بالا ولی دکتر گفت ۹۰ در صد دختره مگر اینکه تو ۱۹ هفتگی هنوز عامل تععن جنسیتش کوچیک باشه به همین خاطر مامانم کمی غصه داره میگه کاش دقیقا معلوم بود حالا یه سونو دیگه اوایل بهمن ماه داره که دعا کنین دقیقا معلوم بشه مامانیم و بابای مهربون هی میرن بیرون سرویس نوزادی میبینن مثلا تخت و کمدم قلبه و خیلی نازه ولی فعلا نمیخرنچون کمی دلشوره دارن تازه خاله جون آزیتام هم هی راه میره لباسهای خوسگل دخترونهمیخره و زنگ میزنه به مامانم میگه دختر خاله هام هم هی راه میرن لباسهامو ناز میدن دعا کنین تو سونو گرافی بهمن ماه معلوم شم دقیقا میریم سونو گرافی بیمارستان مهر که میگن خیلی دقیقه تازشم امروز یه عالمه برف دیدیم با مامانیم از پشت پنجره
در ضمن اسممو مامانیم و بابای مهربون با هم انتخاب کردن به نظرتون قشنگه ؟؟؟؟؟؟ خودم چی؟؟؟؟؟؟
من کژال هستم (بانوی زیباروی سیاه چشم) به زبان کردی 
این عکس من در سونو گرافی سه بعدی است در ۱۹ هفتگی دائما هم دستمو می ذاشتم زیر چونه ام و فکر میکردم چرا اینهمه مامانم و دختر خاله اش(سمانه جون) چرا اینقدر سرو صدا میکنن و میخندن یا دستمو میکردم تو دهنم آخه مامانم قبلش رانی خورده بود منم داشتم بقیشو میخوردم مامایم هم هی قربون صدقهام میرفت و آقای دکتر هم هی میخندید که آقای دکتر گفت دوست داری چی باشه مامانیم گفت هر چی خدا بخواد فقط سالم باشه که یکدفعه اقای دکتر گفت خالیه دختره مامانم چنان از ذوق جیغی کشید که منتشی از طبقه پایین اومد بالا ولی دکتر گفت ۹۰ در صد دختره مگر اینکه تو ۱۹ هفتگی هنوز عامل تععن جنسیتش کوچیک باشه به همین خاطر مامانم کمی غصه داره میگه کاش دقیقا معلوم بود حالا یه سونو دیگه اوایل بهمن ماه داره که دعا کنین دقیقا معلوم بشه مامانیم و بابای مهربون هی میرن بیرون سرویس نوزادی میبینن مثلا تخت و کمدم قلبه و خیلی نازه ولی فعلا نمیخرنچون کمی دلشوره دارن تازه خاله جون آزیتام هم هی راه میره لباسهای خوسگل دخترونهمیخره و زنگ میزنه به مامانم میگه دختر خاله هام هم هی راه میرن لباسهامو ناز میدن دعا کنین تو سونو گرافی بهمن ماه معلوم شم دقیقا میریم سونو گرافی بیمارستان مهر که میگن خیلی دقیقه تازشم امروز یه عالمه برف دیدیم با مامانیم از پشت پنجره
در ضمن اسممو مامانیم و بابای مهربون با هم انتخاب کردن به نظرتون قشنگه ؟؟؟؟؟؟ خودم چی؟؟؟؟؟؟